سيد جلال الدين آشتيانى

472

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

بقاء به حق برايش حاصل گردد ، و نفس باعتبار وجود جزئى مدبر بدن مادى است و موجود جزئى عالم و نظام جزء را تدبير مىنمايد . « 1 » مطلبى كه قابل توجه است و حل كثيرى از معضلات متوقف بر آن مىباشد ، اينست كه حقايق و صورى كه قائم بعقل اول و يا نفس كلى مىباشند اعراض متأخر الوجود ، قائم بعقل و نفس كلى نيستند به اين معنى كه يك جعل و ايجاد و يك تجلى تعلق باصل وجود عقل بگيرد و يك جعل بوجود صور قائم بعقل ، بلكه ايجاد اين صور عين ايجاد وجود عقل و ايجاد عقل و افاضهء اصل وجود آن عين حقايق اين صور مىباشد ، بلكه حقايق خارجى كه از وساطت عقل حاصل شده است ظلالات و تعينات صور موجود در وجود عقل است ، همان‌طورىكه حقيقت حق در موطن واحديت همه حقايق را واجد است ، و اعيان ثابته از تجلى و ظهور حق بفيض مقدس موجود خارجى شده‌اند ، تمام حقايق بعد از وجود عقل در وجود عقل بنحو اعلى و اتم موجودند و عقل بفيض وجود خود در آن صور تجلى نموده است . بنا بر اين ، جميع مراتب وجود از عقل ثانى تا هيولاى اولى تعينات صور موجود در عقل مىباشند . صور و حقايقى كه بوجود عقل بنحو كثرت در وحدت موجودند ، اصل و عاكس و ذى ظل و حقايق خارجى فروع و عكوس و ظلال و ظهورات و تجليات وجود صور موجود در عقلند . علم عقل بحقايق خارجى ، عين علم بصور موجود در عقل مىباشد ، نه آنكه علم عقل بحقايق خارجى به صورتهاى منتزعهء از

--> ( 1 ) . فرق بين نفس و عقل به شدت و ضعف است . نفس بعد از خلع جلباب بدن مجرد تام مىشود و از عقول لاحقه بشمار مىرود و چه بسا از عقل كامل‌تر شود . منشأ تكامل نفس بدن است ، چون بدن و قواى آن علل معدّه از براى استكمال نفسند ، كما اينكه نفس به اعتبارى علت ايجابى بدن است لذا از قدماى حكما اين كلمه وارد است : « النفس و البدن يتعاكسان ايجابا و اعدادا » . شيخ الاشراق در بعضى از كلمات خود ، نفس و عقل را داخل يك حقيقت مىداند ، ولى نفس باعتبار قواى نازل مثل قوهء خيال اگر چه باعتبار قوهء عاقله مجرد تام مىشود ، ولى از تجسم باعتبار مرتبهء اخير وجود معرا از مقدار جسمانى نخواهد شد ، چون مجرد تام عقل است . تعرى نفس از مقدار و بدن جسمانى به نظر تحقيق محال است . اين مسئله را نيز صدر الدين شيرازى « قده » مثل ساير عويصات مشروحا بيان كرده است و در تحقيق كامل اين مسئله در بين حكماى بزرگ عالم حتى اقدمين و عرفاى محققين متفرد است . رجوع شود به سفر نفس اسفار اربعه .